ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
112
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
ويشتاسب اين كتاب را در جائى در استخر فارس نهاد و تودهء مردم را از آموختن آن بازداشت .
--> [ ( ) ] به من امر نكردى كه از چه بپرهيزم و چه چيز را فرمان ببرم ؟ تو گفتى : به فرمان « سروش » گوش فراده و سرنوشت پر از گنج در پى قست . پاداش نيك دراز در انتظار مردمان است . » از آن پس ده سال تمام بر زردشت بگذشت كه به پرستش و عبارت مزدا مشغول بود و پيوسته از مردم روزگار جفا و آزار مىديد . پس از اين مكاشفه بيدرنگ تعليم خلائق را آغاز كرد . ولى در ابتدا كسى به سخنان او گوش نداد . چندين بار نوميد شده در معرض فتنه و آزمايش قرار گرفت . يعنى روان پليد « انگره مئى نيو » او را وسوسه مىكرد كه عبادت مزدا را ترك كند . لكن زرتشت همچنان در عقيدت خود پايدار بود و پاسخ داده مىگفت : « نه ، من از دين بهى و راستى برنمىگردم و هر چند كه جان و تن و اعضاء بدن مرا از يك ديگر جدا كنند ، از پرستش مزدا روى برنمىتابم . » عاقبت پس از ده سال زردشت به مقصود رسيد و نخستين كسى كه آئين او را پذيرفت و به او گرويد ، عموزادهء وى ، مردى به نام « ميندىنيمونها » بود . سپس در يكى از بلاد شرقى ايران به دربار شاه آن ديار به نام « ويشتاسب » راه يافت . مدت دو سال زردشت كوشش و جهد بسيار كرد كه اين پادشاه